مجتبى ملكى اصفهانى

135

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

اصول اربعمائه اصول اربعمائه يعنى اصول چهار صدگانه . وجه تسميه اين اصول به اربعمائه اين است كه ياران نزديك ائمه معصومين عليهم السّلام براى فراگيرى مسائل و احكام شرعى و فرمايشات ايشان ، خود نزد آن بزرگواران رفته و كلمات گوهربار ايشان را درباره مسائل مختلف فقهى ، اعتقادى ، اخلاقى ، تاريخى و ساير موارد مىشنيدند و آنها را ثبت مىكردند . هركدام از اين نوشته‌ها به عنوان يك « اصل » معروف گرديد و چون تعداد اين يادداشتها به چهارصد عدد مىرسيد ، به « اصول اربعمائه » شهرت يافت . برخى از اين ياران نزديك ائمه عبارتند از : 1 - ابو بصير . 2 - حريز بن عبد اللّه سجستانى . 3 - على بن مهزيار . 4 - احمد بن محمد بن عيسى . 5 - حسين بن سعيد . 6 - احمد بن ابى عبد اللّه برقى . « 1 » سيد حسن امين در اين مورد بحث مفصلى در كتاب « دائرةالمعارف الاسلامية الشيعية » آورده كه علاقمندان مىتوانند جهت آگاهى بيشتر به جلد دوم اين مجموعه ، صفحهء 33 به بعد مراجعه كنند . اصول فقه اصول فقه به دو اعتبار تعريف مىشود : 1 - به اعتبار دو كلمه اصول و فقه كه در اين اعتبار ، هركدام از دو كلمه جداگانه معنى مىشوند . 2 - به اعتبار مركب و علم بودن عبارت اصول فقه و كاربرد مجموع دو كلمه به عنوان اسمى براى بيان

--> ( 1 ) مقدمه كتاب من لا يحضره الفقيه .